کودکی، مؤثرترین و حساسترین دوره زندگی هر انسان است؛ دورهای که بنیان شخصیت، هویت و سلامت جسم و روان در آن شکل میگیرد. در فرهنگ اسلامی نیز توجه به شأن و حقوق کودک جایگاهی والا دارد؛ چنانکه از سیره پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که هنگام شنیدن گریه کودکی در مسجد، نماز خویش را کوتاه میکردند تا مادر کودک در آرامش به او رسیدگی کند. این نگاه، نشان از درک عمیق اهمیت نیازهای کودک در زیست فردی و اجتماعی دارد.
در جهان امروز، «شهر دوستدار کودک» به یکی از اولویتهای سازمانهای بینالمللی و نهادهای برنامهریزی شهری تبدیل شده است. با این حال، در بسیاری از شهرها، از جمله کرج، همچنان نشانههایی از غفلت نسبت به حقوق و نیازهای کودکان مشاهده میشود؛ غفلتی که میتوان آن را از شایعترین و در عین حال پنهانترین اشکال بدرفتاری ساختاری با کودکان دانست.
رشد شتابان شهرنشینی موجب شده است کودکان در محیطهایی پرتراکم، آلوده و ناایمن رشد کنند. فضاهای بازی، یادگیری و تعامل اجتماعی آنان محدود شده و طراحی کنونی شهرها، خیابانها را بهعنوان فضاهایی اجتماعی، پویا و فراگیر به رسمیت نمیشناسد. آزادی کودکان برای پیادهروی، دوچرخهسواری و بهرهمندی از فضاهای عمومی بهشدت کاهش یافته است. تمرکز برنامهریزی شهری بر خودرومحوری و افزایش تراکم ساختمانی، فعالیتهای تفریحی در فضای باز را بهتدریج به فضاهای بسته منتقل کرده و نتیجه این روند، شکلگیری شهری کمجاذبه و نامهربان برای کودکان است.
در کرج نیز ظرفیت خیابانها و فضاهای عمومی برای فعالیتهای اجتماعی و مشارکتی کودکان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از کودکان ناگزیرند مسیرهای روزانه خود را تنها با همراهی والدین طی کنند؛ محدودیتی که ضمن کاهش استقلال فردی، پیامدهای منفی بر سلامت جسمی و روانی آنان دارد و زمینهساز مشکلاتی همچون کمتحرکی، چاقی و بیماریهای قلبی میشود. وابستگی شهر به خودرو، آلودگی هوا و آلودگی صوتی نیز خطر ابتلا به بیماریهایی مانند آسم را افزایش داده و احتمال بروز سوانح رانندگی را تشدید کرده است.
افزون بر این، کودکان ساکن مناطق کمبرخوردار و حاشیهای، بیش از دیگران از نابرابریهای شهری آسیب میبینند. حضور باندهای بزهکار، ناامنیهای اجتماعی و رفتارهای ضداجتماعی، محدودیتهای مضاعفی بر آزادی حرکت و تجربه زیست شهری آنان تحمیل میکند.
شهر دوستدار کودک؛ شهری برای همه
شهر دوستدار کودک، شهری است که منافع و مصالح کودکان را در اولویت سیاستگذاری و برنامهریزی قرار میدهد. چنین شهری محیطی سالم، ایمن، حمایتی، آموزشی، خلاق، غیرتبعیضآمیز و فراگیر فراهم میآورد و حقوق کودکان را در قوانین، بودجهها و طرحهای توسعه شهری لحاظ میکند. این مفهوم نه یک استاندارد مطلق، بلکه چارچوبی راهبردی برای طراحی شهری است که در آن کودک احساس امنیت، احترام، تعلق و ارزشمندی داشته باشد.
در مسیر تحقق این الگو، کودکان باید از دسترسی برابر به خدمات ضروری، محیطی پاک و ایمن، فرصتهای بازی و اوقات فراغت و امکان مشارکت در زندگی اجتماعی برخوردار شوند. با این حال، در استان البرز همچنان کاستیهایی جدی به چشم میخورد: نبود نشانهها و علائم شهری متناسب با نیاز کودکان، تهدید سگهای ولگرد برای سلامت آنان، کمبود سطلهای زباله، دیوارنویسیهای ناهنجار، ناهمگونی و ناایمنی پیادهروها، فقدان خطوط عابر پیاده استاندارد و تداوم آلودگی هوا، همگی آرامش و امنیت کودکان را با مخاطره مواجه میکند.
مسئولیت مدافعان حقوق کودک
مدافعان اصلی تحقق شهر دوستدار کودک، پیش از همه شهرداری و شورای اسلامی شهر و در ادامه سایر نهادهای اجرایی و حاکمیتی هستند. هرچند محدودیتهای بودجهای واقعیتی انکارناپذیر است، اما نمیتوان آن را تنها دلیل غفلت از حقوق کودکان دانست. نبود هماهنگی و همافزایی میان دستگاهها و نهادهای مسئول، بخش مهمی از فرصتهای زیست مطلوب را در شهرهای پرتراکم از میان برده است.
پروژههایی نظیر احداث پارکهای دوستدار کودک، گامی ارزشمند در این مسیر به شمار میآید؛ اما تمرکز اجرای این طرحها در مناطق برخوردار و بیتوجهی نسبی به محلات کمبرخوردار، شکاف فضایی و اجتماعی را تداوم بخشیده است.
راهکارهایی ساده اما اثرگذار
برای ارتقای کیفیت زیست کودکان در شهر، میتوان اقداماتی عملی و نسبتاً کمهزینه را در دستور کار قرار داد:
ایجاد پارکهای کوچک محلی و «پارکهای جیبی» با بهرهگیری از عناصر طبیعی همچون درختان، آبنماها و فضاهای تعاملی برای مشاهده و تجربه طبیعت؛
مناسبسازی پیادهروها و طراحی خیابانهای ایمن برای پیادهروی و دوچرخهسواری کودکان، بهویژه در پیرامون مدارس؛
شکلگیری شبکهای از کنشگران و مدافعان محلی برای ایجاد اجماع میان نهادها و جریانهای مختلف در راستای تحقق حقوق کودکان؛
تقویت فرهنگسازی و اطلاعرسانی درباره حقوق کودک از طریق ابزارهای ارتباطی شهری نظیر تابلوها، بیلبوردها و برنامههای آموزشی.
*جمعبندی*
کودکان پیش از هر چیز باید در سیمای شهر دیده شوند و حقوق آنان به مطالبهای عمومی و ملموس برای شهروندان بدل شود. تنها در سایه همکاری نهادهای مسئول، مشارکت اجتماعی و ابتکار عمل مدیران شهری است که میتوان این حقوق را از سطح شعار به عرصه عمل وارد کرد.
توجه به محیط زیست، طراحی انسانی فضاهای عمومی و ایجاد فضاهای کوچک، امن و در دسترس برای بازی و تعامل اجتماعی، گامی اساسی در جهت تحقق شهری عادلانه و دوستدار کودک است. غایت این تلاشها آن است که کودکان در شهری رشد کنند که نهتنها ایمن و سالم، بلکه سرشار از فرصتهای بازی، یادگیری، خلاقیت و شادی باشد؛ چرا که کودک باید کودکی کند، و شهر، بستر این حق بنیادین است.
نرگس اسلام دوست
مشاور مدیر کل بانوان در حوزه شهر دوستدار مادر و کودک
به پیج اینستاگرامی «شهروندالبرز» بپیوندید
instagram.com/shahrvand.alborz